خرید بک لینک
تمام این فاصلهها تمام ِ این تنهاییها تمام ِ نداشتنهایت ای کاش، خوابی بودند شبیه ِ خواب ِ دم ِ صبح میآمدی با دستان ِ شبیه اطلسیات بیدارم میکردی میگفتی: جان ِ دلم، صبح شده است و من به بهانهی رهانیدنم از خوابی سخت در آغوش میکشیدمت .. اما حیف، تو نیستی و من به واقعی ترین شکل ِ ممکن اسیر کابوس ِ نداشتنات شده ام.. "مهدی صادقی" ادامه مطلب

برچسب: کاش, نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:02

در اطراف خانه ی من آن کس که به دیوار فکر می کند ، آزاد است. آن کس که به پنجره .... غمگین. و آن کس که به جستجوی آزادی است، میان چار دیواری نشسته می ایستد .... چند قدم راه می رود. نشسته .... می ایستد چند قدم راه می رود. نشسته .... می ایستد .... چند قدم راه می رود. نشسته می ایستد .... چند قدم راه می رود. نشسته .... می ایستد چند قدم .... حتی تو هم خسته شدی از این شعر حالا چه برسد به او که .... نشسته می ایستد .... نه ! .... افتاد ! "گروس عبدالملکیان" ما ، غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم باید هم کابوس می دیدیم .. ادامه مطلب

برچسب: افتاد, نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:02

خاک تپید. هوا موجی زد. علف ها ریزش رویا را در چشمانم شنیدند.. میان دو دست تمنایم روییدی، در من تراویدی. آهنگ تاریک اندامت را شنیدم: نه صدایم و نه روشنی. طنین تنهایی تو هستم، طنین تاریکی تو. نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۳/۱۱/۸ساعت ۱٠:۱۱ ب.ظ توسط میمنظرات () |ادامه مطلب

برچسب: طنین, نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:02

من از تو مینویسم و این کیمیا کم است گاهی تو را کنار خود احساس میکنم اما چقدر دلخوشیِ خوابها کم است خونِ هر آن غزل که نگفتم به پای توست آیا هنوز آمدنت را بها کم است؟ سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست در شعرِ من حقیقتِ یک ماجرا کم است.. محمدعلی بهمنی ادامه مطلب

برچسب: اکسیر, نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:02

دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند چراغهای رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست. ادامه مطلب

برچسب: فروغ, نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:02

..شعری که زندگی ست ..چه قدر چای که ننوشیدهام در کافههایی که با تو نرفتم و چه نیمکتها که مرا کنارِ تو، ندیده فراموش کردند نگرانم! ولی چه باید کردعشق، دلواپسی نمیفهمددرد من، خط ِ میخی است عزیزدرد من را کسی نمیفهمد !بغض کردن میان خندیدنتکیه دادن به کوه نامرئیخستهام از ضوابط عُرفیخستهام از روابط شرعیهیچکس، هیچکس نمیداندبه نگاهت چه عادتی دارمهیچ فرقی نمیکند دیگرــ اینکه با تو چه نسبتی دارم ــتف به هرچه اصـول، هرچه فـُروعتف به هرچه ثواب، هرچه گناهتوی تاریکخانهی دنیاعقل جن است و عشق بسمالله !« چشمهایت نگاه خیسم رامثل برق سهفاز میگیرد»تو برایم جرقهای وقتیخانه را بوی گاز میگیرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:02

معاهدهی ما ترکمنچای نبود عهد سادهی نوشیدن چای بود در عصرهایی که حسابش از تاریخ معاصر جداست هرچند خورشید همیشه به دامان غرب پناهنده میشود اما روشنایی خانه چشمان تو و گردسوزی ساده بود که شب را به صبح میرساند کاغذهای کاهی نه اعلانهای شهربانی نه اعلامیههای مجازات بود کاغذهای کاهی فرصت اندکی بود برای نوشتن، دوست داشتن و نوشتن دوستت دارم خورشید ملاک تمدن نبود وقتی سایهروشن پیراهن تو مرزهای شرق و غرب را معین میکرد کشف حجاب نه به ضرب و زور و دستور شاه که تواقفی دوجانبه بود بین آرمانگرایی من و سستعنصری دکمههای پیراهنت که زود وا دادند و دست تو را رو کردند و این سقف خواستههای من بود همین شد ادامه مطلب

برچسب: معاهده,نوشیدن,چای, نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 14:02

نمی دونم نمی دونم.اما یکم بی انصافی بود.

در مقابل این عشق، لایق حرفای قشنگتری بود.

نمی دونم..

برچسب: نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 18:33

  آدم ها دو دسته اند. تویی که دوستت دارم.. و بقیه.     خدا حافظ ای شعر شبهای روشن،خدا حافظ ای نو بهار همیشه..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 21:26

آینه زن ها را خوب می فهمد که تمام غربت شان را پشت رژ قرمز خط چشم نازک و لاک های رنگارنگ شان پنهان می کنند.   هر صبح  نقاب بی تفاوتی می زنند به روی دلی که  آشوب و درهم است.   و لبخند مهمان ناخوانده ی  بیقراری های هر روز آنهاست..   "سارا قبادی"ادامه مطلب

برچسب: بدون عنوان بولس جورج,بدون عنوان السودان,بدون عنوان, نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 21:26

با همین نیمه،همین معمولی ساده بساز

 دیر کردی ،نیمه عاشقترم را باد برد . . .

برچسب: نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 21:26

از وقتی من این تم رو گذاشتم با استقبال شدیدی از سوی هواداران و بازدید کنندگانم واقع شدم و نظرات زیادی داشتم از سرتاسر ایران پهناور(حدودا یکی: اونم نقد مخرب بوده:))) از همه عزیزان عذرخواهی میکنم که وقت نکردم جوابشون رو بدم(راستش پرشین بلاگ خرابه نمیشه تایید و پاسخ داد نظرارو).باتشکر

برچسب: نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 21:25

درخت‏ ها همه عریان شدند، آبان شد و باد آمد و باران گرفت و طوفان شدنیامدی و نچیدی انار سرخی راکه ماند بر سر این شاخه تا زمستان شدنیامدی و ترک خورد سینه ‏ی من و آهچقدر یک شبه یاقوت سرخ ارزان شدچقدر باغ پر از جعبه‏ های میوه شد وچقدر جعبه‏ ی پر راهی خیابان شدچقدر چشم به راهت نشستم و تو چقدرگذشتن از من و رفتن برایت آسان شدچطور قصه‏ ام آنقدر تلخ پایان یافت؟چطور آنچه نمی‏خواستم شود آن شد؟انار سرخ سر شاخه خشک شد، افتادو گوش باغ پر از خنده‏ ی کلاغان شد پانته‏ آ صفایی بروجنی   ادامه مطلب

برچسب: آبان تمام شد, نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 21:25

درخت هم که باشی عاقبت یک روز مغلوب پاییز میشوی حالا فکر کن چقدر می توانم با نبودنت بجنگم وقتی دلتنگی مدام با واژه ها قلبم را به رگبار می بندد... "محمد شیرین زاده" ادامه مطلب

برچسب: مغلوب,مغلوب على امره,مغلوب فانتصر, نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 21:25

دیگر کسی  به  عشق  نیندیشید

دیگر کسی  به  فتح  نیندیشید

و هیچکس

دیگر  به  هیچ چیز

نیندیشید..

برچسب: نویسنده: سینا میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 21:24

صفحه بندی